براي تعيين موضع خويش سعي نمي‌كنند، و حتي خودشان آن را تعيين نمي‌كنند، بلكه اين بسته‌ بدان است كه ساكنان آن نقطه به آنان بگويند كه كجا هستند و آنان را به مرحله‌ٴ بعدي سفرشان‌، هدايت كنند. نقشه‌ٴ انگلستان متيو پاريس نخستين نقشه‌ٴ مشروح آن كشور است‌.
بيكن يك نقشه‌ٴ جهان حاوي مختصات جغرافيايي نقاط مهم‌، ضميمه‌ٴ رساله‌ٴ كبير خود كرد كه‌ آن را براي پاپ فرستاد. بدبختانه اين نقشه گم شده است‌، ولي ما از روي خود رساله از عقايد جغرافيايي وي اطلاع داريم‌. وي براي به دست آوردن معلومات كافي سعي زيادي كرد؛ مثلاً شرح سفر معاصر خويش ويلهلم روبروكي را مورد استفاده قرار داد، حال آن كه ونسان دوبووه‌، حتي نويسندگان سده‌ٴ چهاردهم‌، از آن بي‌خبر بودند. وي اهميت پژوهش‌هاي جغرافيايي را براي‌ پاپ توضيح داد. به امكان مسكون بودن نيم‌كره‌ٴ جنوبي اعتقاد داشت و امكان رسيدن به هند را از طريق حركت از اروپا به سوي غرب بيان كرد. كريستف كلمب به‌طور غيرمستقيم از اين اظهار باخبر بود.
آلبرت كبير كمتر از بيكن به جغرافيا توجه داشت‌، ولي رساله‌اي درباره‌ٴ هوا و آب و هوا نوشت‌.
تعدادي گزارش از زايران بيت‌المقدس در دست است‌، قريب بيست و هشت تا به لاتيني‌، هشت تا به فرانسه‌، و يكي به آلماني‌. فايده‌اي ندارد كه جداگانه از هريك از آنها سخني بگوييم‌ مگر از يكي كه بوركهارت مونت زيوني از دومينيكيان آلمان تأليف كرده و حاوي بهترين‌ توصيف از فلسطين در قرون وسطاست‌.
بزرگ‌ترين رويداد جغرافيايي اين عصر، سفرهاي فراوان از اروپا به مغولستان و برعكس بود. يك‌چنين سفري مي‌توانست كاملاً هيجان‌انگيز باشد، ولي‌، افراد زيادي را مي‌شناسيم كه بدين‌ كار اقدام كردند، و ممكن است عده‌ٴ ديگري باشند كه نامشان به ما نرسيده است‌. علل اين سفرها بسيار بود: فعاليت تبليغي فرانسيسيان و دومينيكيان‌، فعاليت‌هاي بازرگاني ونيز و جنوا، تمايل‌ پاپ‌ها و حكام براي يافتن متحدان شرقي در برابر وحشت از مسلمانان‌. عوامل هرچه بود نتايج‌ علمي چشمگيري پديد آورد. افزايش معلومات جغرافيايي درباره‌ٴ آسيا شايد در اين عصر، بيش‌ از هر عصر ديگري تا سده‌ٴ نوزدهم بود.
همه‌ٴ اين مسافران خاور دور ايتاليايي بودند، جز ويلهلم روبروكي كه اهل فلاندر بود. او را سن‌لويي در 1253، به‌طور غيررسمي به دربار مغول فرستاد، و او سراسر راه را از كريمه تا قراقوروم در خشكي سفر كرد و در 1255، بازگشت‌. گزارش او خيلي كامل‌تر و استادانه‌تر از گزارش كارپيني بود، هرچند چندان خوب نوشته نشده بود؛ اين گزارش سرشار است از اطلاعات‌ جغرافيايي و نژادشناسي‌.
تا جايي كه مي‌دانيم بوشارِللودوگيزولفي جنوايي‌، از قلمرو ايلخانان ايران فراتر نرفت‌، گرچه‌